دانستنی های عید

اعضاى خانواده همه در تب و تابند، تا ساعت تحویل سال نو اندکى بیشتر نمانده ، دختر خانواده با نگرانى سفره هفت سین را مى نگرد ، گاه چیزى را اندکى جابجا مى کند، زاویه آیینه را تغییر مى دهد تا قرآن و سبزه در دل آن بنشیند، همه اعضاى خانواده به دور سفره عید مى نشیند و سال نو را با صمیمت آغاز مى کنند. نوروز درپاى سفره ایى که اجزاء آن همگى راز آلود و زیبایند آغاز شده است ؛ سنت زیبایى که خانواده را ملزم مى سازد دراین لحظه همه در کنار یکدیگر قرار گیرند نقش برجسته و مهمى در وفاق و همبستگى میان اعضاء خانواده دارد به ویژه اهمیت این سنت وقتى آشکار مى شود که در جوامع امروز با کمرنگ شدن ارزش و اهمیت خانواده روبرو هستیم. اجزاء سفره عید یا سفره هفت سین و نماد آن اجزاء چیست از کجا آغاز شده و چگونه به ما رسیده است؟ سفره هفت سین با نوروز پیوند نا گسستنى دارد و جزیى از آن است، و چنانکه در مقاله " بدین بایستگى روزى " آمد ، گذشته نوروز و نقطه آغازین آن چندان مبهم و به افسانه آمیخته است که براى یافتن چرایى آن جز توسل به اسطوره ها و افسانه ها راهى باقى نمى ماند.
امروزه این خوان نوروزى در اقصى نقاط کشور گسترده مى شود: " سفره ایى محدود به ترکیب لغوى سین درهمه جا رایج نیست اما اصل گسترش سفره عمومیت دارد. چه در تمام شهرها و روستاهاى ایران گسترده مى شود... این خوان مجموعه اى است بسیارمتنوع از آنچه که در زندگى به آن محتاجند"(25) برخلاف تصور عامه که هفت سین را فرا گیر و همگانى مى دانند انواع ترکیبات دیگر با عدد هفت در کشورمان رایج است مانند هفت شین که درمیان هموطنان زرتشتى رواج دارد: بعضى هفت سین را در اصل هفت شین مى دانند: شراب و شکر، شهد و شیر ، شمع و شمشاد و شانه یا شایه ( میوه) و برخى آن را صورت دگر گونه هفت چین مى آورند یعنى هفت چیز چیده شده از درخت. این سنت ارزنده چنان مسخ شده که هفت میم نیز بر سر سفره نهاده اند: مرغ ، ماهى ، میوه ، ماست ،مربا، مسقطى و میگو"(26) چنانکه بر مى آید در سفره عید آنچه مشترک است عدد هفت است و آینه و کتاب مقدس ( در میان مسلمانان قرآن و زرتشتیان اوستا) و البته آب وماهى زنده در درون آن .
عدد هفت عددى مقدس در نزد ملل مختلف است واز جمله در ایران به دلایلى این عدد مقدس شمرده مى شده است: هفت آسمان، هفت شهرعشق، هفت خوان رستم و هفت سین یا شین یا میم سفره عید از حضور مستمر این عدد در سنن و عقاید این ملت حکایت دارد. " هفت نزد ایرانیان عدد مقدسى است و با هفت امشا سپندان یا هفت جاودانه مقدس ارتباط کامل دارد"(27) امشاسپندان یا جاودانان مقدس، مقدسان بى مرگ یا جاودانان پاک، صفات پاک اهورامزدا هستند و نامهایشان به ترتیب عبارتند از: ( واژه ها به صورت فارسى آمده نه پهلوى و اوستایی)؛1- بهمن 2- اردیبهشت 3- شهریور 4- سفندارمذ یا اسفند 5- خرداد 6- اَمـِرتات یا امرداد یا بنابر غلط مشهور مرداد. " آنچه از اوستا بر مى آید در راس این شش امشاسپندان گاه "سپنته مئینیو" قرار داشته و گاه اهورا مزدا، و با این افزوده عدد هفت را کامل مى کرده اند.
همچنین گاه به جاى اهورا مزدا، ایزد سروش را براى کامل کردن عدد هفت افزوده اند"(28) متاسفانه تاکنون میان اجزاء هفت سین ( آنچه بیشترین فراوانى را میان ملت ایران دارد) و هفت امشاسپند ارتباط معنایى یافت نشده است :وهومن یا بهمن به معناى اندیشه نیک اشه وهیشته یا اردیبهشت به معناى بهترین و بالاترین راستى و پاکى خشثروئیریه یا شهریور با معناى بهترین و بالاترین راستى و پاکى سپنته آرمئى تى یا سفندارمذ ( اسفند) فروتنى مقدس هئوروتات یا خرداد: رسایى و تندرستى امرتات یا بیمرگى ( الف در اول کلمه امرتات نفى کننده است مرداد به تنهایى به معنى مرگ و نیستى است) " اگر در درازاى زمان هفت "سینی" یا هفت میوه یا گل یا سبزى که با سین آغاز مى شوند و هر یک با نشانه اى از با رورى و تندرستى تلقین شده اند، در آنجا باید پاى ذوق لطیف ایرانى را جستجو کرد. آن چیزهایى که امروزه، خوان ما را زنیت مى بخشد و همه اهل خانه را به جهانى از شادى و سرسبزى فرا مى خواند چیست، سبزه نو دمیده است و سنبل خوش بر و خوش بو، سیب که میوه اى بهشتى نام گرفته است و نمادى از زایش است ، سمنو این مائده تهیه شده از جوانه گندم که بخشى از آیین هاى باستانى را یاد آورى مى کند.
سنجد که بوى و برگ و شکوفه درخت آن محرک عشق و دلباختگى است. سیر که از دیر زمان به عنوان دارویى براى تندرستى شناخته شده است، دانه هاى سپند(اسفند) که نامش به معنى مقدس است و دانه هاى به رشته کشیده آن زینت بخش خانه هاى روستایى و دافع چشم بد. ما بر این خوان آیینه مى گذاریم که نور و روشنایى مى تاباند، شمع مى افروزیم که روشنایى و تابش آتش را به یاد مى آورد ، تخم مرغ که تمثیلى از نطفه و بارورى است، کاسه آب زلال به نشانه همه آبهاى خوب جهان و ماهى زنده در آب به نشانه تازگى و شادابى ."(29) با مقایسه اى میان معناى نام امشاسپندان ( که نام 6 ماه از سالهاى شمسى نیز هست) و کنایات و استعاره هاى اجزاء سفره هفت سین آشکار مى گردد که جز سپنته و اسفند که تنها تکرار واژه است ایندو ارتباط دیگرى با یکدیگر ندارند و این ناشى از مسخ و قلب این سنت کهن در طى اعصار طولانى است.
به هر روى تنها مى توان گفت که خوان نوروزى که اجزاء آن با عشق چیده شده است ، بر رخسار زیباى محبت و مودت خانوادگى زیبایى طبیعت و رنگ هاى اعجاب آور آن را هم خواهد افزود .
چرا که نوروز جشن طبیعت و جشن نوشدن زندگى است.
هفت سین قرآنی
بسیاری از بزرگان سفارش نموده اند که در هنگام تحویل سال جدید به یاد خدا وند متعال و سپاسگزارنعمتهای بی شماری که به مخلوقاتش ارزانی داشته، باشیم. وچه زبیاست که پای سفره هفت سین به تلاوت قرآن مجید بپردازیم تا سال جدیدی که پیش رو داریم با برکت و الطاف الهی همراه باشد. در ذیل به هفت آیه از کلام الله مجید که با سلام و حرف«س» شروع می شود، اشاره شده که بسیار به جاست در هنگام تحویل سال قرائت شود.

1ـ سلام قولا من رب رحیم. سوره یس آیه 58
2ـ سلام على نوح فی العالمین. سوره صافات آیه 79
3ـ سلام على ابراهیم. سوره صافات آیه 108
4ـ سلام على موسى و هرون. سوره صافات آیه 119
5ـ سلام على آل یاسین. سوره صافت آیه 129
6ـ سلام علیکم طبتم فادخلوها خالدین. سوره الزمر آیه 73
7ـ سلام هی حتى مطلع الفجر. سوره قدر آیه 6

نوروز، در تاریخ و تقویم

جشن و شادی لازمه زندگی هر انسان طبیعی و امیدوار است. گذشته از آن، پرداختن به آغاز سال دارای معنایی است، معنایش آنست که ما بدانیم سالی از زندگانیمان پایان یافته، سالی در آغاز یافتن است، سالی گذشته و سالی می آید از آن که گذشته یاد کنیم و نیکی ها و بدی های خود را بسنجیم و برای آن که می آید برنامه ای گذاریم و نیکی هایی را به اندیشه گیریم پیداست که این کارها باید با احساسات نیک و پاکدلانه و نیکخواهانه توام باشد، با شادی و امیدواری همراه باید باشد.
درباره تاریخچه نوروز تا کنون سخنان فراوان گفته و نوشته اند که بخشی از آنها افسانه های بی پا و کهن و مسخ شده بخشی نیز بیشتر درباره چگونگی برگزاری آیین های آن در دوره هایی گوناگون تاریخ کشور ما است و می توان گفت، هنوز تجزیه و تحلیل تاریخی مستند و جستجوی دانشی در انگیزه های پیدایش این عید بزرگ آریایی انجام نگرفته و ریشه های علمی و نجومی آن چنانکه باید و شاید روشن نگردیده است. بجز ابوریحان بیرونی و نویسنده نا معلوم نوروزنامه کمتر کسی درباره بنیاد پیدایش نوروز اندیشیده و تحقیق کرده است.
اما افسانه ها درباره پیدایش نوروز فراوان است از آن جمله : پرواز جمشید در هوا، به مظالم نشستن او در نوروز، آغاز گشتن آسمان، تجدید دین، ساختن تخت و تابیدن نور بر آن، گشتن فلک و برج ها، گردونه بلور جمشید، تخت جمشید در برابر آفتاب، بر گوساله نشستن جمشید و از این گونه مطالب که اگر هم مبتنی بر وقایعی بوده اند همه فراموش و مسخ شده، صورت خرافه و افسانه بر خود گرفته اند
ابوریحان بیرونی در کتاب ( التفهیم لاوایل صناعه التنجیم ) در سبب نهادن نوروز می نویسد نوروز چیست؟ نخستین روز است از ماه حمل، زین جهت روز نو نام کردند زیرا که پیشانی سال نو است. باز می نویسد: اعتقاد آریایی ها اندر نوروز نخستین آنست که اول روزی است از زمانه و بدو فلک آغازید به گشتن.
اما درکتاب نوروزنامه که در اواخر سده پنجم هجری تالیف شده درباره منشائ نوروز و تحولات آن اشاره هایی دقیق و سودمند و مهمی آمده است:
نویسنده نوروزنامه مانند آریائیان عهد باستان معتقد است که در آفرینش حرکت خورشید در بامداد نخستین روز فروردین از اولین درجه برج حمل شروع شد و می گوید: چون ایزد تبارک و تعالی بدان هنگام که فرمان فرستاده که ثبات برگیرد ( یعنی خورشید به حرکت در بیاید. ) تا تابش ومنفعت او به همه چیزها برسد، آفتاب از سر حمل برفت وآسمان او را بگردانید و تاریکی و روشنایی جداگشت و شب و روز پدیدار شد و آن آغازی شد بر تاریخ این جهان را پس از هزار و چهارصد و شصت و یک سال به همان دقیقه و همان روز باز رسید ... چون آن وقت را دریافتند ملکان عجم از بهر بزرگداشت آفتاب را و از بهر آن که هر کس این روز را در نتوانستندی یافت. نشان کردند و این روز را جشن ساختند و عالمیان را خبر دادند تا هنگام آن را بدانند و آن تاریخ را نگاه دارند.
در جای دیگر می نویسد: چون کیومرث، اول از ملوک عجم به پادشاهی نشست و خواست که ایام سال و ماه را نام نهد و تاریخ سازد تا مردمان آن را بدانند بنگریست که آن روز بامداد آفتاب به اول دقیقه حمل آمد، موبدان را گرد کرد و بفرمود که تاریخ از اینجا آغاز کنند و موبدان جمع آمدند و تاریخ نهادند.
در همین کتاب در سبب ایجاد نوروز می نویسد: اما سبب نهادن نوروز آن بوده است که چون بدانستند که آفتاب را دو دور بود: یکی آنکه هر سیصد و شصت و پنج روز و ربعی از شبانروز، به اول دقیقه حمل باز آید. ( لیک در سال بعد به همسان وقت و روز که رفته بود، بدین دقیقه نتواند آمدن، چه هر سال از مدت، همی کم شود.) و چون جمشید آن روز را دریافت نوروز نام نهاد و جشن و ایین آورد، پادشاهان و دیگر مردمان بدو اقتدا کردند.
باز در جای دیگر نوشته است از این تاریخ ( یعنی از زمان نهادن تاریخ به دست کیومرث ) هزار و چهارصد سال گذشته بود و آفتاب اول روز به فروردین و به برج نهم آمد ( در پادشاهی هوشنگ و تهمورث ) چون کبیسه نمی کردند، آغاز سال و نوروز تقریبا" در این مدت نه ماه عقب افتاده بود ) چون از ملک جمشید چهار صد و بیست و یک سال بگذشت ( 1461=421+1040 ) این دور ( یعنی دور اول از زمان تاریخ گذاری کیومرث ودور دوم از آغاز آفرینش ) تمام شده بود و آفتاب به فروردین خویش به اول حمل باز آمد ... پس در این روز که یاد کردیم. جشن ساخت و نوروزش نام نهاد و مردمان را فرمود که هر سال چون فرودین نو شود، آن روز جشن کنند و آن روز نو دانند تا آن گاه که دور بزرگ باشد که نوروز حقیقت بود ( یعنی نوروز حقیقی)
به هر حال نظر بیرونی و نویسنده نوروزنامه درباره منشاء نوروز چنین است که آریایی ها عقیده داشته اند که پس از آفرینش زمین و آسمان و هر چه در آنهاست چندین هزار سال به حال سکون و بی حرکت ایستاده بوده اند چون به فرمان اهورامزدا آغاز به حرکت کردند، حرکت خورشید در آن هنگام از بامداد نخستین روز ماه فروردین یا روز هرمزد و از نخستین نقطه یا دقیقه یا درجه برج حمل بود ولی در سال بعد که در آن روز و ساعت حرکت کرده نتوانست به آن دقیقه برسد و ناچار آغاز سال از جای خود تغییر یافت و عقب افتاد و هر سال در درجات برج ها به طور قهقرایی تغییر یافت تا در یک دور طولانی دوباره به همان روز و ساعت که در آغاز حرکت کرده بد باز آمد و و این مدت 1460 سال طول کشید و نخستین کسی که این روز ( یعنی نوروز حقیقی ) را دریافت کیومرث بود و آن را آغاز تاریخ تعیین کرد و دوباره دور دوم از بامداد روز هرمزد، از نخستین درجه برج حمل و روز اول بهار شروع شد.
علت گردیدن آغاز سال در درجه های مختلف برج ها و واقع شدن نوروز های همه ساله در روزهای گوناگون به طور قهقرایی این بود که چون آریائیان طول سال خورشیدی را 365 روز و 6 ساعت و 12 دقیقه حساب می کردند، ولی به علت کبیسه نکردن چون با آن آشنایی نداشتند آغاز سال با نقطه اعتدال ربیعی هر چهار سال تقریبا" یک روز فاصله پیدا می کرد . ناچار لحظه تحویل سال و نوروز یا روز هرمزد و ماه ها در برج ها و فصل ها می گردید چنانکه در دوران پادشاهی هوشنگ و تهمورث که 1040 سال از تاریخ گذاری کیومرث گذشته بود، آغاز فروردین ماه یا نوروز در برج نهم بود و این محاسبه تا اندازه ای درست است، زیرا در 1040 سال اگر ربع شبانه روز یا 6 ساعت تحویل خورشید از نقطه اعتدال ربیعی دور افتار باشد، در طول این مدت می شود 6240= 6 * 1040 ساعت که با تقسیم آن به 30 روز ( تعداد روزهای ماه ) می شود هشتاد ماه و بیست روز و اگر دقیقه ها محاسبه شود، به هر حال آغاز سال پس از آن مدت در داخل برج نهم قرار می گیرد.
می گویند: چون جمشید در 1040 به پادشاهی رسید، پس از 421 سال از سلطنت او یعنی هنگامی که 1461 سال از آغاز تاریخ کیومرثی گذشته بود، خورشید سه باره در همان روز و همان ساعت که به نقطه اعتدال ربیعی یا جایی که در روز نخست از آنجا آغاز به گشتن کرده بود بازگشت یعنی در نخستین دقایق و ساعت بامداد هرمزد از ماه فروردین قرار گرفت و دور سوم آغاز شد و جمشید نیز همچون کیومرث آن نوروز حقیقی را دریافت و جشن گرفت.
با علم به اینکه عقاید مربوط به آفرینش و سکون و حرکت ستارگان و ماه و خورشید و زمین و آسمان به آن صورت که بیان شده اند، جز افسانه هایی بیش نیستند ولی در پرتو آنها چند موضوع برای ما روشن و آشکار می شود که چگونه توجه به مسایل نجومی و اختر شماری و ستاره شناسی و محاسبه حرکات خورشید و رصد ستارگان و دقت و ممارست در قضایای مربوط به هیات و نجوم و گاهشماری از کهن ترین زمان ها در میان مردمان ما معمول بوده و با دسترسی نداشتن به وسایل دانشی دقیق با رصد های ساده و ابتدایی به مسایل مهمی در گاهشماری پی برده بودند که با اندازه گیری های زمان ما از لحاظ محاسبه طول سال خورشیدی حقیقی و تعیین محل و موقع دقیق آن در برج ها چندان تفاوت فاحشی پیدا نمی کند.
اما درباره داستان ها و افسانه هایی که در منشاء ایجاد و نسبت دادن آن به جمشید به پادشاه دوره های اساطیری ، باید در نظر گرفت که بدون شک در ذهن و خاطره مردم ما برخی پیشامدهای تاریخی مهم وجود داشته است که بر اثر گذشت زمان رنگ باخته و به صورت افسانه در آمده بوده است و باید در علل به وجود آمدن آنها دقت و امعان نظر کرد و از لابه لای آنها، حقایق تاریخی را بیرون کشید و در پیرامون آنها اندیشه به کار تا بشود به نتایج سودمند رسید.
در اینجا لازم است یادآوری کنیم که هر افسانه ای از چهار پایه به وجود می آید و شکل می گیرد:
نخست، پیشامد و رخداد تاریخی بزرگ و مهمی که نظر به اهمیتش خاطره اش در ذهن مردم باقی می ماند و سپس با گذشت زمان شکل افسانه به خود می گیرد و شاخ و برگ های گوناگون می یابد.
دوم: کسانی که در پدید آوردن و پیدایش آن پیشامدها دست اندر کار بوده اند.
سوم : مکانی که این پیشامدها در آن به وقوع پیوسته است.
چهارم: زمانی که داستان در آن رخ داده است.
سه پایه آخر همواره در معرض دگرگونی و جابه جا شدن و شکل عوض کردن است و چه بسا داستانی از کسانی به کسان دیگر نسبت داده می شود یا از مکانی دیگر نقل می شود یا از نظر زمان پس و پیش برده می شود ولی آنچه همواره ثابت می ماند، هسته اصلی و مبنای پدید آمدن پیشامد است که البته با شاخ و برگ هایی آرایش می یابد و اگر آنها را از پیرامون آنها بپیراییم و افزوده ها را از دور هسته اصلی دور گردانیم بی گمان به حقیقتی خواهیم رسید.
اکنون اگر با این نظر در داستان های مربوط به جمشید و نوروز بنگریم و آنها را تجزیه و تحلیل نماییم، نتیجه های زیر به دست خواهد آمد که : بیگمان خاطره ای از علت بنای کاخ ها وایوان ها و تالارهای تخت جمشید در آن صفه در دامنه کوه رحمت در ذهن مردم ما باز مانده بوده می دانسته اند که میان بنیاد این معبد عظیم یا شهر آیین با برگزاری آیین نوروز که جنبه کاملا" ملی و دینی و نجومی داشته ونیز گرد آمدن درباریان و بزرگان کشور ما و کشورهای گوناگون در این محل مقدس ارتباطی وجود داشته و نیز خاطره هایی از مراسم تحویل خورشید به برج حمل و رصد و تابیدن نخستین پرتو خورشید در بامداد نخستین روز تابستان بزرگ و فرارسیدن سال نو اجرا می گردیده است به یادها باز مانده بوده است. بدینسان با برقراری ارتباط میان ساختن و پدید آوردن تخت جمشید برای اجرای برخی مراسم و انجام دادن برخی محاسبات نجومی و رصد و اندازگیری های مربوط به وضع خورشید درنوروز و مهرگان و برگزاری جشن ها و ایین های مخصوص به این مناسبت ها و مربوط ساختن آن با واژه تخت و تابیدن خورشید بر آن و نوروز گرفتن آن روز، همه روشن می سازد که این داستان ها چگونه به وجود آمده اند و از کجا ریشه گرفته اند.
اما باید پیشا پیش بدانیم که نوروز یک عید و جشن کهنسال و بسیار باستانی است که از نیاکان آریایی ما ،بما رسیده ومسلما" پیش از زردشت نیز این جشن برگزار می شده است و شاید بتوان گفت که آیین نوروز از سده های سیزدهم و چهاردهم پیش از میلاد و حتی اوایل هزاره دوم پیش از میلاد مرسوم بوده است. پس با این پیشینه روشن می گردد که نوروز آن چنان که پنداشته می شود که جشن دینی زردشتی نیست بلکه مربوط به زمان ( پوریو تکیشان ) ( پیش دینان ) بوده است از این رو در اوستا نامی از نوروز برده نشده است ولی پس از اشاعه دین زردشتی در ایران و برقراری سال شماری و گاهشماری اوستایی در ایران زمین و تطبیق دادن ماه های هخامنشی و اوستایی با یکدیگر جشن فروردگان که عید مردگان بود در پایان سال و دهه آخر ماه اسفندارمذ اوستایی برگزار می دش، با جشن نوروز که در آغاز ماه ( آدوکنیش) هخامنشی توام شده کم کم رنگ و بوی زردشتی به خود گرفت و به همین علت است که تنها در برخی از کتاب های دینی دوران ساسانی از این جشن و برخی آداب مذهبی مربوط به آن یاد می شده و در دین زردشتی به چنین جشن بزرگ و دیر سال کمتر پرداخته شده است.
اما محاسبات بیرونی و به تبع او نویسنده نوروز نامه با توجه به مبدا دور تاریخ گذاری کیومرث و با در نظر گرفتن طول سال خورشیدی که می گویند ایرانیان آن را 365 شبانه روز و 6 ساعت 12 دقیقه حساب می کردند و با توجه به کبیسه نکردن سال ها در حال متعارف کاملا" درست است. یعنی اگر در هر سال خورشیدی 6 ساعت از نقطه اعتدال ربیعی فاصله بگیرد، در یکصد سال 600 ساعت یعنی بیست و پنج شبانه روز و در هر هزار سال 250 شبانه روز تفاوت پیدا خواهد کرد و اگر بخواهیم بدانیم 365 روز را در چه مدت پر خواهد کرد باید برای این کار تناسبی ببندیم و بگوییم در هر هزار سال 250 روز در چند سال 365 روز پاسخ خواهد شد :
سال 1460=250:365*1000 و اگر دقیقه ها را نیز محاسبه کنیم، آغاز دور بعد در داخل 1461 سال خواهد افتاد و این همان رقمی است که در نوروز نامه بدان اشاره شده و نوشته است: ( آن آغازی شد مر تاریخ این جهان را و پس از هزار وچهارصد و شصت و یک سال به همان دقیقه و همان روز باز رسید. چون آن وقت را دریافتند ملکان عجم از بهر بزرگداشت آفتاب و از بهر آنکه هر کس این روز را در نتوانستندی یافت ، نشان کردند و این روز را جشن ساختند و عالمیان را خبر دادند تا همگان آن را بدانند و آن تاریخ نگاه دارند.
نویسنده نوروزنامه فرارسیدن نوروزهای همه ساله را به نقطه اعتدال ربیعی و تحویل های سال های عادی را در ساعات و دقایق مختلف از شبانه روز را دور کوچک می نامد ولی حرکت خورشید را در برج های دوازده گانه و دوباره بازگشتن آن به جای خود که به حساب او 1461 سال طول می کشیده است دور بزرگ نام می دهد و فرقی میان نوروز آغاز دور بزرگ و نوروز سال های معمولی می گذارد و آن را نوروز حقیقت می خواند که روزی بسیار بزرگ و مقدس و مهم بوده و بنابر مفاد افسانه ها و داستان ها کیومرث و جمشید و گشتاسب نیز همین نوروز ها را درک کرده بودند و درباره پرتو خورشید چنین نوروزی است که بیرونی نوشته ( فرخنده ترین ساعات آن ساعات آفتاب است که صبح نوروز فجر سپید به منتها نزدیکی خود می رسد و مردم به نظر کردن آن تبریک می جویند.
اکنون هنگام آن رسیده است که بدانیم یک چنین نوروزی با این خصوصیات یعنی سالی که حلول خورشید به نقطه اعتدال ربیعی و نخستین دقیقه برج حمل در سر ساعت 6 بامداد نخستین روز ماه فروردین یا برابر هخامنشی ان ( ادوکنیش ) انجام گرفت تنها در سال 487 پیش از میلاد به افق تخت جمشید می توانست اتفاق بیفتد و بس، زیرا با محاسبات دقیق قهقرایی و جدول هایی که دانشمندان هیات و نجومی فراهم آورده اند معلوم می شود که در سال 487 پیش از میلاد تحویل سال در روز 28 مارس به افق گرینویچ ساعت 2 و 39 دقیقه از نیمه شب گذشته و به افق تخت جمشید که حدود 3 ساعت و 21 دقیقه با آن فرق دارد، در سر ساعت 6 بامداد نخستین روز ماه ( ادوکنیش ) هخامنشی یا روز هرمزد فروردین ماه اوستایی اتفاق افتاده است. پس معلوم می شود که نوروز سال 487 پیش از میلاد یکی از آن نوروزهای حقیقی بوده که کیومرث و جمشید و گشتاسب آن را درک کرده بودند و داریوش نیز با محاسباتی که دانشمندان و مغان آن زمان محاسبه کرده بودند در این سال در تخت جمشید که از سی سال پیش برای تدارک چنین جشنی ساخته شده بود دو سال مانده به پایان پادشاهی او انجام گرفته است و بدین سان پس از سالها و سده ها نوروز را در محل و موقع خود ثابت نگاه داشتند و از آن پس با معمول کردن کبیسه های یکصد و بیست ساله به انجام رسانیدند.
خوشبختانه وجود دوره های کبیسه های یکصد و بیست ساله، خود دلیل بسیار متقن بر برگزاری نوروز در سال 487 پیش از میلاد می باشد زیرا ما چون کبیسه های دوران ساسانی و شماره و ترتیب آنها را از تاریخ نمی دانیم با محاسبه قهقرایی میتوانیم مبدا و سال برقراری این گونه کبیسه گیری را بدست بیاوریم که همان سال 487پیش از میلاد می شود.

/ 0 نظر / 7 بازدید